i feel like an animal in a zOoooooooooooooo[{]l
گنگم
خیلی گنگ!!
who will take ma'hand??_l
¤shE said gOodbyE, 2 many timeZ befOre
نمیدانستم که، زمانی هم وجود دارد که قلبم دوباره سوراخ شود دیگر بخیه ها × هم کارساز نخواهند بود دیگر بدنم همه چیز را پس میزند دیگر نخ ها آب نمیشوند در پوستم محو نمیشوند من تمام ستاره ها را دوباره میشمارم ولی نمیتوانم فقط به صحنه ها خیره بمانم من دیگر نمیتوانم قوای خودم را جمع کنم و روی شکاف ها چسب زخمی بزنم چسب ها سوراخ دارند قلب من جمع شده است قلب من له شده است× دیگر ناتوانی ها به نظرم مسخره می ایند من اینجا نشسته ام و خیره مانده ام به آنچه که شد و حالا قلب من باز درد میگیرد باز تیر میکشد و من هیچ کس هیچ کس را پیدا نمیکنم.ـ من مقصر نیستم من آرام نشسته ام من حرف نمیزنم من خسته ام من آرامم خیلی آرام-- /-صداها همیشه هستند همیشه بوده اند ولی من دیگر گوش ندارم من قلبم سوراخ شده است ضربانی دیگر نیست مهم نیست خون باشد یا نه... قلب من مرده است قلب من دیوانه شده است و شاید پاره اش کردی همین چند دقیقه پیش *یادمان نمیرود هیچ کداممان/ تو من را هیشه خفه میکنی نمیدانم فایده ی این زبان من چیست؟ آنقدر سوزن خورده است (که دیگر تیغ های جراحی هم بچه بازی به نظر میرسند-{ حالا که خون راکد میشود چشمانم دو دو میزنند و آنها حتی به جنازه من هم رحم نمیکنند میگویند : چرا حرف نمیزنی؟
kiSs kiss**bANG BANGGG_l
آخرین {گلوله ای که باقی مانده است را
می گذارم و بعد از آخرین بوسه ای که ،
-روی گونه ام می زنی
به تو هدیه می دهم !
تو می میری و حتی کسی
از روی سنگ قبرت رد! هم نمی شود*
prisOn gates wOn't Open Up fo' mE
و چگونه خداوند، هر انسان را
چه معصوم می آفريند.
و چگونه انسانها،
به هم خنجر می زنند !
و چگونه انسانها،
شيارهای عميق زير پوست يکديگر
ايجاد می کنند-
و چگونه انسانها،
ضربه می زنند،
خط خطی می کنند
*و تنفر می ورزند ( ! )
اينجا،
غروبش
ديگر،
نفرت انگيز نيست.
اينجا،
آرامش هست گاهی،
با تمام بدی هايش !
اينجا،
لبخند را روی لب هر عابرش
به راحتی پيدا می کنی !
فقط کافی ست،
چشمان مهربانی داشته باشی. . .
-sO emPT ma heart ma soul, can't gO oN

حتی ديگر نمی شود،
سيگار نکشيد و منتظر ماند !
mAngOes On da trEE**

حتی ديگر نمی شود،
زخم ها را التيام داد !
!! u drive mE crazY uP da wall

حتی ديگر نمی شود،
چشم ها را شست و
جور ديگر ديد !!
-
نه...
ديگر حتی نمی شود،
دوباره متولد شد !!
....
نه...
ديگر نمی شود ! . . . . .
{{-!*hUrrY, i;m falliN;, i;M fallinggggg
از روی يکديگر عبور می کنيم و نمی فهميم که بر اثر فشار ناخن هايمان خون بالا می زند !
jUss" walK awaY!l
هی جنده سگ لاشی، حالم و به هم می زنی !!
blacK n' whitE ciT*
اينجا آسمانش ابری ست، درختانش سياه و مردمانش رنگی !
slEEpin' in da ligHt
می بينی او که هيچ گاه اهميت نداشت، چگونه مرکز ثقل می شود؟
fUckin* waitin'!!! -ll0l
اعتصاب !!
if 6 was 9, what would haPpen??
--
می بينی....
کولی من...
در روزهايی که حال خوشی ندارم
حداقل می رقصد
و چرخشی به تن می دهد
تا من لبخندی بزنم
هرچند کوچک!!!
----
و تو
حتی جزو بی عرضه ترين انسان ها هم
برایم به حساب نمی آيی !!!
ـ۰llllllllllllllllllllllllllllllllll
=*Silent ma' vOice, I'vE gOt nO chOicE[[
او قابليت های زيادی دارد می آيد و فرياد می زند می آيد و خالی می کند، عقده هاي دوران کودکی اش را، می آيد و مهربانتر از هميشه پا می گذارد روی قلب او
و آنقدر فشار می دهد
تا خون بپاشد
....او می آید
و عصبانیت های روزمره اش را
آزاد می کند
و تو حتی
نفرت انگیزتز از خوک های صورتی
درون لجنزار ها هستی
خـــــــــــــــدايا.... تو به من دروغ گفتی
!!يادت باشه
...
و اينگونه می شود که داستان ادامه پيدا می کند
تا ساليان دراز
تا آن موقعی که استخوان هايم را به آتش بکشم
و پرچم صلح را بالا بياورم
و بگويم
من=0 خدا
=N بار بر من غالب شده استو تماشاچيان دست بزنند و سوت بکشند
و من آن گوجه فرنگی له شده را از روی صورتم پاک کنم !!
dEar lOrd... hUg mE... hOld mE.. kiSs mE/ll-
ًًٍhE tUrnZ me ON.... tUrnZ me onnn
او مرا مسخ می کند قسم می خورم
براحتی... براحتی
!.
.
/.
CiVilizEd sOcietY)۰۰۰
فکر می کنم که
بهتر است تمام شود
همه اين رفتار ابلهانه
فکر می کنم که بهتر است
کمی روزنه ايجاد کنم
فکر می کنم بهتر است
کمی سايه ام را دور نگه دارم
فکر می کنم که در روشنايی
بهتر می شود ديد
فکر می کنم که خودم هم
می توانم بتابم حتی ( ! )
فکر می کنم که بهتر است
به آن درخت فکر کنم
نه به آن مردمان غمزده
در اتوبوسی که جلد شده است با :
{ اربيت به ۴۰٪ کاهش خطر پوسيدگی دندان کمک می کند .. . . .
ـــ
ــ
ـ
.
I can hardlY breathE__*
امشب اورست را فتح می کنم
فردا شب کليمانجارو را
و شبی ديگر، قله ای ديگر
سپس پرچم [مرگ باد بر زندگان } را،
در صخره ها فرو می کنم
تا درس عبرتی باشد
برای ديگران !~
(love potiOn (**-**)
ll/۰
طلسم می کنم،
همان جادوگری را که
هر يک از خا لهای صورتش
به اندازه سيب سرخ رنگِ
به سم آغشته شده ي
در دستش است... (۰ //lll
~*between mE n- ma' sElf
کمی شراب می نوشيم،
کمی سيگار می کشيم،
کمی قدم می زنيم،
کمی صحبت می کنيم،
کمی می خنديم،
کمی ناسزا می گوييم،
کمی می دويم،
کمی همديگر را قانع می کنيم،
سپس کمی همديگر را در آغوش می کشيم،
" من و خودم را می گويم "
و تصميم می گيريم کمی با هم زندگی کنيم !
فقط کمی...
Happy Valentine'Z Day, to mE and mYself

